2010-08-28

تمسخر هدف دار لهجه ها

 با سلام خدمت دوستان . 
 به دليل فيلتر شدن اين وبلاگ ديگر ابديت نخواهد شد  


 ادرس وبلاگ جديد http://turklandhamadan.blogspot.com/


منتظرتان هستيم

2010-08-24

هخامنشيان يا بربرها

 اين مطلب از وبلاگ هواداران تراختور ازربايجان برداشت شده است ونويسنده ان هم دوست خوبمان ياشار ميباشدلازم به توضيح است كه در اين مقاله منظور از فارس همان پانپارسها هستند كه ادعاي سروري جهان  را دارند
  http://traxturfans.blogsky.com/1389/06/02/post-192/
مقدمه:پانفارسها مردمی هستند که همواره کوشیده اند افراد غیر از خودشان را به وحشیگری متهم کنند. بخصوص عربها و تُرکها که از قدرت سیاسی این دو سخت در هراس اند. مرض تحقیر لهجه ی دیگران نیز از مشخصات فرهنگ فارسی است. اما این مرض چگونه و از کی پیدا شد؟!مدارکی وجود دارد که نشان می دهد در گذشته خود این عالیجنابان سخت مورد تحقیر اقوام دیگر بوده اند! و برای فرافکنی عقده های درونی خود به تحقیر دیگران روی آورده اند.همزمان با تشکیل حکومت هخامنشی، که امکانات دولت متمدن ماد به یکباره در اختیار بیابانگردان پارس قرار می گیرد، میل شدیدی به کشورگشائی در شاهان هخامنشی به وجود می آید و این دولت به یک تهدید جدی برای تمدنهای غرب تبدیل می شود. قویترین این تمدنها دولت یونان است. بعد از حمله ی داریوش و خشایارشا به یونان و شکست ارتش پارس در مقابل آنها، حس سرخوردگی شدیدی در پارسها بوجود می آید پادشاهان هخامنش که ارتش آنها از لحاظ تعداد چند صد برابر نفرات یونان کوچک بودند، رمز پیروزی یونانیان را در عظمت معماری یونان می پندارند و به تقلید از آنان بر روی خرابه های معابد عیلامی کاخهای پرسپولیس را درست می کنند. غافل از اینکه درونمایه ی تمدن یونان علم و حکمت است، نه سنگ و کلوخ!
سندرم پرسپولیس نوعی مکانیسم دفاع روانی است که در آن «سیستم ایمنی روان» نژادپرست فارس در مقابل حجم عظیمی از حقارت خُرد می شود. تحقیرشونده برای خلاص از این خلاء، از یک طرف به تحقیر دیگران روی آورده و از طرف دیگر با افسانه¬سرایی در باره ی عظمت گذشته های دروغین اش، به فرافکنی می پردازد. حال اینکه خود نیز به صحت آن افسانه ها باور ندارد.
در زبانهای متفاوت بشری واژه های بسیار متنوعی برای «انسانهای دور از تمدن» وجود دارد اما هیچ کدام به اندازه ی کلمه ی «بربر» مشهور نیست. امروزه کلمه ی «بربر» کلیشه ای شده است برای خطاب قرار دادن انسانهای دور از تمدن. اما خوب است بدانیم که این کلمه با مشخصات ویژه ی آن که ذکرش خواهد آمد، برای اولین بار حدود 2500 سال پیش به پارسهائی که تمدن یونانی را تهدید می کردند اطلاق شده است.
ریشه شناسی لغت«بربر»:
یونانیان واژه بربر را برای اشاره به غیر یونانیان به کار می‌بردند. در ابتدا آنها فرهنگ‌های بیگانه را تحقیر نمی‌کردند. اما بعد از جنگ‌های ایران و یونان در نیمه اول قرن ۵ پیش از میلاد معنی این کلمه عوض شد. موقعی که ائتلاف کوچک یونان، امپراتوری غول آسای ایران را شکست داد.به دنبال این پیروزی، کلیشه‌ای به وجود آمد که بربرهای پارس را که چیزی جز یک برده ی بی فرهنگِ زن صفت نبودند، در مقابل یونانیان شجاع و متمدن که آزادانه زندگی می‌کردند قرار می داد! در واقع در یونان آن دوره «بربر» معمولآ به معنی پارس(فارس امروزی)، استفاده می‌شد.
«کلمه ی بربر کلمه ی بسیار معمولی برای معرفی کسانی که از سرزمینها و شهرهای دیگرند و اخلاق و عادات دیگری دارند. و در هر زبانی معادلی دارد که معنی آن چیزی جز «اجنبی» یا «بیگانه» نیست. این کلمه که در آغاز در میان یونانیان برای نشان دادن کسانی به کار می رفته است که از سرزمین هلاس بر نخواسته اند و آن را نمی شناسند و در زیر آسمان آن چشم به دنیا نگشوده اند و به زبان آن سخن نمی گویند، از شدت گمراهی و جانبداری بیجا و نادانی و سبکسری در میان کسانی که خود را با کمال تعصب از فرهنگ یونانی می دانند دیگر به معنای مردمی نیست که فرهنگی چون فرهنگ شکوفان در جامعه ی آتنی داشته اند. بلکه آن را حقیقتاً فقدان هر گونه فرهنگ واقعی و حتی مخالف با هر چه بتوان نام تمدن بر آن گذاشت تصور می کنند و آن را بهترین توصیف جهانی می دانند که در حقیقت یکی از پیشرفته ترین جهانهای تاریخ قدیم بوده و هست، و این جهان ایرانیان باستان است.»(امیر مهدی بدیع، یونانیان و بربرها، جلد 1، ص 7و 8)
«ویل دورانت» این واژه را معادل واژه «واروارا» که درزبان سانسکریت به معنای «هرزه خوی بی فرهنگ» است می داند.(ویل دورانت، تاریخ تمدن، عصر ایمان، بخش اول، ص 30 ، ترجمه ابوطالب صارمی، انتشارات علمی وفرهنگی، تهران، چاپ چهارم، 1373 .)
در سایر فرهنگها نیز کمابیش چنین معنائی را می توان برای کلمه ی بربر یافت. از جمله:
«هرزه گوئی، پرگوئی، لجاجت. نزاع کننده ی احمق پرگو».(لغتنامه ی دهخدا)
«... به عقیده ی من کلمه ی بربر در اصل کلمه ای بوه است که به تقلید صوتی ساخته شده ... و غرض از آن هر شکل تلفظ نارسا و خشن و حلقومی بوده است...»(استرابون، کتاب5-1-10، فصل 2، ص28)
یکی از این صداهای خشن و حلقومی صدای سگ است. در زبان انگلیسی و آلمانی «bark» در معنای «صدای سگ» بکار می رود. بنظر می رسد کلمه ی بربر تکرار این صدا باشد. مفهوم دیگری که با کلمه ی «بربر» تداعی می شود موها و پشم زاید بدن شخص دور از تمدن است که اصلاح نشده است. «barber» یعنی اصلاح کننده ی مو از همین ریشه مأخوذ شده است. بد نیست در رابطه با این دو نکته نظری داشته باشیم بر دائره¬المعارف اینترنتی «ویکیپدیا» به زبان انگلیسی؛
«به معنای کسیکه می خواهد زبان یونانی صحبت کند اما کلمات را درست ادا نمی کند... در سایر زبانهای هند-اروپائی به معنای «لکنت زبان» [اعجمی] و «پشمالوی بیرحم»... بربر در زبان یونانی به «مردم غیر یونانی» گفته می شد اما بعد از جنگ یونانیان با امپراطوری هخامنشی در اواسط قرن پنجم قبل از میلاد، انحصاراً به پارسها اطلاق گردید ... اصطلاحاً بیرحم، وحشی، بی عاطفه ...»( (http://en.wikipedia.org/wiki/Barbarian 2010/3/25
واقعاً عجیب است که اعراب نیز پارسها(ساسانيان) را «عجم» یعنی «الکن و نفهم» صدا می زنند. آیا در ازمنه ی باستان بین عرب و یونانی بر ضد فارس «تفاهمنانه ی فرهنگی» امضاء شده بود که هر دو با یک عنوان پارسها را مورد خطاب قرار بدهند؟! یا اینکه هر دو با یک واقعیت خارجی واحد مواجه شده و مستقل از همدیگر بیان مشترکی برای آن یافته¬اند؟! الله اعلم!
این هم تعریف «عجم» در سایتهای خود شوونیستهای پارس:
«عجم در زبان های مختلف بصورتهای گوناگون مانند هجم، هخم، هیم، ایم و حیم نیز تلفظ شده‌است. گمان می‌رود بین واژه هخامنش و کلمه عجم ارتباط وجود داشته باشد.زیرا کلمه جم و یم که ریشه اصلی عجم هستند در زبان لاتین بصورت (Haxâm) تلفظ می‌شود. شاید کلمه جمشیدیان در نگارش لاتین به هخامنشیان تبدیل شده باشد. زیرا در ادب کلاسیک فارسی جمشید-جم و عجمیان وجود دارد اما هخامنشیان یا اخامنید وجود ندارد.»(ویکیپیدیای فارسی و خیلی منابع دیگر)
اما زبان و ادبیاتی فصیحی که فارسها مدعی تصاحب آن هستند توسط تُرکها به عرصه آمده است.
دین اسلام و عنصر نژادی تُرک؛ پارس ها را آبرو بخشیدند!
بعد از اسلام و با تشویق شاهزادگان تُرک، زبان فارسی چنان فصاحتی بهم زد که زبان «الکن پارسی» به «قند فارسی» تبدیل شد! خود سخن وران تُرک نیز در ایران(غزنویان، سلجوقیان، صفویه و ...)، آناطولی(عثمانیان) و هندوستان(تُرکان بابر) ترجیح اولشان فارسی گویی بود. و به همین لحاظ است که حافظ چنین می سراید:
تُرکان پارسی گو بخشندگان عمرند * ساقی بده بشارت رندان پارسا را
اما نتیجه ای که از این خدمت تاریخی عاید ما تُرکان شد بیوفائی و خیانت فرهنگی از طرف همین پارس ها بود. اینان نه تنها جواب خوبی ترکها را با بدی جبران کردند حتی کوشیدند آثار اجداد خود را نیز تحریف کنند! «تُرکان پارسی گو» را به «خوبان پارسی گو» تحریف کردند. مدح و ثنائی که اجدادشان از ترکها بعمل آورده بودند به بدگوئی از تُرک تحریف کردند و ...
فاعتبروا یا اولوالابصار !
جنگ یونان و پرشیا(بربر):
فارسها مدعی اند که اولین امپراطوری جهان را بنا گذاشته اند و حریف یونانیان بوده اند! در حالیکه این دو از هیچ لحاظ قابل مقایسه نیستند. تمدن شکوفا، ارتش آموزش دیده ی قدرتمند، مردانگی، حضور فلاسفه ی بزرگی مانند ارسطو در جامعه که جنگ با بربرها را تشویق می کردند، مورخین زبردستی مانند گزنفون و دیگران که وقایع تاریخی را ثبت می کردند و ... از جمله مؤلفه های جامعه¬ی یونان بود که پارسیان فاقد آن بوده اند و تنها سبعیت و حشریتِ(اجتماع بزرگ موجودات ریز) آنها تهدیدی برای تمدن یونان بحساب می آمده است. و این هم مواردی از آثار تاریخی در این زمینه:
«پیروزیهای اسکندر برق آسا بود... با این همه نمی دانیم که این پیروزیها را باید به حساب ارزش و کاردانی اسکندر بگذاریم یا به حساب عدم ثبات پارسیان، آنان علیرغم این که تعدادشان در برابر یونانیان سیصد به یک بود نیز، حتی در یک نبرد هم پیروز نشدند! » (ایندرو مونتالی، تاریخ یونانیان، ص 294)
«... از زمان هرودوتوس به بعد یونان را عادت این شده بود که شاهان هخامنشی را «بازیچه ی زنان» و «خواجه سرایان حرمسرا» بخوانند...»(بدیع، یونانیان و بربرها، ص 289)
«... اسکندر آن فاتح جوان، بار دیگر از طرف اتحادیه مأمور شد که نبرد مقدس یونانیان متمدن را بر ضد پارسیان بربری رهبری کند».(اولمستد، تاریخ شاهنشاهی ایران، صفحه ی 495)
فلسفی ترین دیدگاه یونان نسبت به پارسها را دموستنس اینگونه بیان می کند؛
«سرنوشت و خدایان، شخص شاه پارس را همچون دوستی خطرناک و دشمنی مفید قرار داده اند...»(بدیع، یونانیان و بربرها، ص 305، به نقل از دموستنس)
این مشخصات دقیقاً مربوط به مردم بی فرهنگی است که اگر با آنها دوستی کنی هیچگاه آسوده خاطر نخواهی بود و اگر با تو دشمنی کنند نقش موجود ضعیفی را خواهند داشت که همواره تو را مانند حریف تمرین، آماده نگه می دارند.
فارسها این حقارت جاودانی را یا اصلاً به روی خود نمی آورند یا اینکه به مورخینی مانند هرودوت بخاطر ثبت صفتشان شدیداً می توپند!

در یکی از روزنامه های فارس گرا چنین می خوانیم؛
«از مستندات امیرمهدى بدیع مى آموزیم که بزرگ ترین و بى غرض ترین تاریخ نویس عصر هرودوت یعنى توسیدید اصلاً او را به عنوان مورخ قبول ندارد، ارسطو او را افسانه پرداز مى نامد و پلوتارک کتابى به نام «درباره بدنهادى هرودوت» مى نویسد تا ثابت کند که هرودوت درباره تمام شهرهاى دیگر یونانى که مخالف آتن بوده اند ( از جمله ایالت بئوسى به مرکزیت تِبِس که زادگاه پلوتارک بوده) آشکارا و عمداً دروغ گفته است، گرچه جابه جا مى افزاید که به مسئله «بربرها»، یعنى ایرانیان کارى ندارد و در مورد ایرانیان، خود همان یاوه هاى هرودوت را تکرار مى کند.»( روزنامه شرق، شماره 229، 11 تیر۱۳۸۳ )

امیرمهدى بدیع که بیست سال از عمر خود را صرف مطالعه در زمینه ی این موضوع کرده و در پنج جلد اثر خود که «یونانیان و بربرها[پارسها]» نام نهاده است سعی نموده با پیچیده کردن مطالب تواریخ یونانی این ذهنیت را از خواننده دور کند که پارسها بربر بوده اند! هدف اصلی امیرمهدى بدیع توجیه حقارتهای موجود جنگ یونان و بربر است. وی با تردستی خاصی که در استفاده از واژه های «پرشیا»، «ماد»و «ایران» بصورت کلماتی مترادف بکار می گیرد، می کوشد این لکه ی ننگ را از روی شونیستهای فارس بزداید!
اينان هیچ اشاره¬ای به این نکته نمی¬کنند که یونانیان بین «ماد» و «پارس» فرق قائل اند. همچنان که خود آقایان پارس نیز علیرغم ادعاهای عوامفریبانه ای که دارند و مادها را نیز مثل خودشان آریائی به حساب می آورند، اما مبداء تاریخ پادشاهی خود را از ابتدای هخامنشی(2500 سال قبل) حساب می کنند نه از ابتدای حکومت ماد! یعنی 2700 سال پیش!
یونانیان حتی در بعضی جاها با اهالی ماد که از بد حادثه اسیر امیال ضدفرهنگی پارسها شده بودند، ابراز همدردی می کنند.
«.. ناگزیر سرنوشت یونانیان و مادها با هم گره خورده بود».(هرودوت، کتاب پنجم، ص 28)
بعد از تصرف ایران توسط اسکندر یونانی، سرکرده ی مادها که «آتروپات» نام داشت نزد اسکندر رفته و استقلال سرزمینش را در مقابل کمک مالی معامله نمود. از آن پس نیز نام سرزمین ماد به افتخار نام وی و نواده گانش، به «آتروپاتن» تغییر یافت. در ادبیات آذربایجان، اسکندر چهره یک فاتح را ندارد بلکه بیشتر به عنوان رهبر در سیر و سلوک برای یافتن حکمت و معرفت دیده می‌شود. بسیاری از نویسندگان فارسی نوشته‌هایی مانند اسکندرنامه نظامی گنجوی دارند. اینان بر این باور بودند که حتی اسکندر همان ذوالقرنین گفته شده در قرآن است.
این بربرها همچنان که تمدن «بابل» و «مصر» را برای همیشه از بین بردند امروز نیز همین بربرها تمدنهای غیر فارس فلات ایران را تهدید می کنند. «‌ولتر‌»‌، فیلسوف فرانسوی‌، می‌گفت: «‌اگر یونانیان از خشایارشا شکست می‌خوردند هیچ‌کدام از دستاوردهای تمدن امروز را نداشتیم‌».
بربرها» در فرهنگ امروز اروپا:
رُمان ها، فیلم ها و حتی بسیاری از تاریخ های امروزی اروپا ایرانیان را به صورت «شخصیت های منفی داستان» نشان داده اند و ایران را کشوری قهار و بد و استبدادی تصویر کرده اند. کشوری که همواره بی کفایت بوده ولی با قلدری کوشیده است آزادی محبوب یونانیان را از آن ها باز ستاند.
ماراتن
نبرد ماراتن در ۴۹۰ قبل از میلاد در محلی به نام دشت ماراتن در پی آخرین حمله ی دور اول یورشهای هخامنشیان به یونان به وقوع پیوست. داریوش هخامنشی آغاز کننده این نبرد بود. در این نبرد نابرابر 11000 جنگجوی یونانی در مقابل 600,000 نفر از لشکری که هخامنشیان گرد آورده بودند به پیروزی دست یافتند.
یک سرباز یونانی از دشت ماراتن تا شهر آتن یک نفس می دود تا خبر «پیروزی» را به آتنیان برساند اما به شکلی تاثرآمیز در همانجا از خستگی می¬میرد.
اروپاییان، به ویژه با راه‌اندازی دوباره‌ی بازی‌های المپیک و نامگذاری «دُو استقامت» به «دُو ماراتن»، خاطره‌ی این «پیروزی» را زنده کردند که برایشان خاطره ی پیروزی «دموکراسی یونانی» بر «استبداد پارسی» بود. از آن پس ماراتن به طور گسترده‌ای وارد زبان‌های امروزی شد و از هر گونه فعالیت پیوسته‌ و نفس گیر به عنوان ماراتن یاد می‌شود. برنامه‌های طولانی تلویزیونی «تِله‌تُن» (Telethon) خوانده می‌شود. مسابقه‌هایی برای بالا رفتن در حال دو از برج‌های بلند جهان وجود دارد که «تاوِرتُن» (Towerthon) نام دارد و ... با این کارها گویا می خواهند همیشه به یاد نجات «آزادی و دموکراسی و خرد» از دست «بردگی و استبداد و خرافه» باشند.
فیلم 300
موضوع فیلم 300 ناکامی سیاهی لشکر خشایار هخامنشی در غارت آتن است. خشایارشاه با سپاهى حداقل ۳۰۰ هزار نفرى بدون هیچ گونه مقاومتى مسیر میان شوش تا ترموپیل (در نزدیکى آتن) را مى پیماید اما در این محل با مقاومت جانانه ی 300 نفر از سربازان یونانی مواجه شده و بعد از مدت سه ماه به آتن مى رسد و با شهرى خالى را که ساکنانش گریخته بودند، مواجه می شود.
فیلم 300 اثر هنری تحقیرآمیزی است که موضوع آن مبارزه ی 300,000 نفر! در مقابل 300 سرباز است







2010-08-20

پان ايرانيستها دشمن حقيقي ايران واقوام ايراني

اين مطلب از كلوب پان ايرانيستها برداشت شده است . قصدم اين بود كه نشان دهم بعضي از اين افراد انقدر محو نژاد ونژاد پرستي وعرب وترك ستيزي شده اند كه از دايره انسانيت خارج شده وتمام حرفهايي كه در باره ايران دوستي وفرهنگ دوستي ميزنند دروغ است انها اگر چه امروز قدرت چنداني ندارند ونمي توانند افكار و خواسته هاي خود را پيش ببرند اما همواره اين خطر بالقوه وجود دارد كه با در دست گرفتن قدرت سعي در پياده كردن اين افكارافراطي بكنند .پس وظيفه مااست كه اين جريان را بشناسيم جرياني كه از اسلام-عرب- ترك-كرد- لر و...... متنفر است وتمام قدرت خود را بر نابودي تمام اقوام ايران به جز فارسها متمركز كرده .اگر چه امروزه اتحاد توركها و فعاليتهايشان تا حدودي از حملات لفظي انها كاسته اما بايد هميشه هوشيار باشيم وفريب سخنان خوش اب ورنگ انها را نخوريم و بايد بر روي خواسته هاي خود پافشاري كنيم ديگر هموطنان را هم از ذات بد پان ايرانيستها اگاه كنيم .همين فارسها(البته فارسهاي افراطي) هستندكه به بهانه ايراندوستي اجازه هرگونه اهانتي به ديگر اقوام وملل را ميدهند وبا توجيهات مسخره اعرابي را كه اسلام  را به ما هديه كردند واعرابي كه با نفتشان كويرهاي كرمان واصفهان ويزد و... را اباد كردند را دشمن مينامند در حالي كه دشمنان حقيقي ايران همين پانفارسها هستند كه زمينه تجزيه ايران عزيز را فراهم ميكنند .

در اين كلوب اينچنين امده است
نمی توانیم برده هایی چون اعراب را با اریاییان مقایسه کنیم! اریایی هايي که همیشه مغز و متفکر ملل ها بوده اند وهستند و با وجود انها علم به پیشرفت رسیده است .
...درمقابل اعرابی که به بیابان ها میروند و شیر شتر میخورند و گوشت سوسمار کباب میکنند و یهودیانی که در کثیفی یکه تاز هستند!نباید اسیر فرهنگ انها بشویم و با تقلید از حجاب و فرهنگ انها اصالت ایرانیان را زیر سوال ببریم!!!اعرابی که فکر نکنم در روز 1بار هم دستهایشان را با اب بشورند و لیاقتشان بیابانی چون عربستان است!!!!
عرب های نادان موجوداتی هستند که با اینکه چند هزار سال از هجرت پیامبر میگذرد ولی خودشون را با وسیله ای چون دشداشه میپوشونن. جوری که این تن زیاد! تفریح جوانان در امارات اینکه به یکی از بیابان های اطراف شهرشان بروند(امارات متحده همش بیابان فقط چند تا برج داره)و سوسمار های بزرگ را کباب کنند .اینها مطالبی بود از اعراب که با یکم دقت مي فهميم که اونها جزو موجودات نیستند واز دایره طبیعی به دور هستن برای همین خداوند حکیم بدترین جاهای دنیا رو برای اعراب نادان گذاشت به امید نابود وریشه کن شدن اعراب که فقط فاشیست ها میتوانند اعراب را از بین ببرند
هیچ پیوندی میان ما و آن وحشیان وجود ندارد. زیرا آنها همواره جنگ ، غارت ، تجاوز و کشتار را به معنی واقعی کلمه نشان داده اند. آنها با انسان ها هیچ وجه مشترکی ندارند و اکنون تلاششان معطوف به اثبات برتری نژادشان بر سایر نژادها می باشد ولی نمی دانند که گذشته ی سیاهشان مانند تاریخ ما لاپوشانی می شود. (ادعای مالکیت قرآنی را دارند که همواره آنان را جاهل خطاب کرده).نباید اعراب نادان را انسان حساب کنیم در غیر اینصورت مانند فلسطینیان نوار غزه به ایرانیانی که دلیل بر زنده ماندنشان هستند ناسزا میگویند.مدت های مدید است که این سخنان تکراری شده ولی ناگزیربه تکرار آن ها هستیم.
فرستاده شدن چندین باره پیامبران بر یک قوم نه تنها مایه افتخار، بلکه مایه شرمساری است زیرا نهایتپستی و جهل یک قوم را نشان می دهد. یک زرتشت برای ایرانیان کفایت کرد ولی برای اعرابزنجیره ای از انبیاء و امامان فرستاده شد ولی هنوز که هنوز است آنان گوهر انسانیت را بدست نیاورده اند.
حال آنکه آن ها به این موضوع می بالند! جالب است به جهل خود می بالند!
آنها به ایرانیان توهین میکنند و فرهنگی که جهان در مقابلش سر تعظیم فرود آورده را انکار می کنند! در صورتی که هرچه اسلام دارد از ایران است و ایرانیان چه قبل و چه بعد از اسلام دریایی از فرهنگ، علم و هنر بوده اند. است. اعراب مگر غیر از شکم و زیر شکم چیز دیگری را می شناسند؟
هیچگاه نباید یک ایرانی با یک عرب ازدواج کند و نسل ایرانی ها باید دست نخورده باقی بماند. شعار عرب ذات ندارد را باید آویزه گوش خود کنید.
قلم از وصف خیانت های آنان و ظلم آنان بر ایرانیان ناتوان است.
یادتان نرود در دوران معاصر در جنگ 8 ساله با ما چه کردند و اینک دختران ما در امارات آلات شهوت رانی چه حیواناتی شده اند! دریای پارس را خلیج شتری می نامند! و بی ذاتی های دیگر آنان!در حالی دم از غیرت می زنند که نوامیسشان در عراق خوراک شب سربازان آمریکایی هستد!کویت بعد از آلاسکا ایالت دیگر آمریکاست! عربستان سگ وفادار آمریکا و غرب است.
برای عاقل و یا آدم نشان دادن اعراب تلاش نکنید .این را تمام ایرانیان میدانند و دیگر کسی نباید به ما بگوید راهی که داریم میرویم اشتباه است.دوستان اگر عرب ستیز نیستید لااقل عرب دوست هم نباشید .
عرب را نمی باشدش جز دو غم یکی آلت و دیگری هم شکم
عرب را اگر عقل و فهمش ببود نمی آمدش آخرین، ار چه سود
نمی داشت از بهر آن احـــــمقان بکشتـــــــند همی یازده پهلوان
بکوشید کل زمــــــــــین و زمان که آدم کند ملــــــــت آن خران
شعر: از ادیب الممالک فراهانی
---------------------------------------------------------------------------------------------------
اين هم نظرات افرادي است كه به اين نوشته سراسر اهانت اميز به به وچه چه گفته اند ظاهرا يك عرب هموطن اباداني به اين مطلب اعتراض كرده اما با انبوه فحاشي اين ديوانگان مواجه شده .
1)-عرب هر که باشد به من دشمن است کژ اندیش و بد خوی و اهریمن است
ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده است کار
که فر کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو «: شنبه 16 مرداد ، 08:26 ليلا»
2)-دکتر شجاع الدین شفا: 1400 سال است اسلام ما اسلامی بوده که غیرمسلمانان را در حد نجاست بول و غائط قرار داده است و با اینهمه در پایان 14 قرن، چنین برداشتی نامسلمانان را فرود نیاورده، فقط مسلمانان را به مذلت کنونی کشانده « شنبه 16 مرداد ، 08:25 ليلا»
3)-شرف و ناموس و غیرتتو به نمایش گذاشتی بی همه چیز (حسن از ابادان جمعه 11 تیر ، 11:57)
4)- درود بر شما دوست عزیز.
ارش جان پندار.کردار.گفتار نیک از یادمون نرفته .
برای بازیابی فرهنگ تلاشهایی هم شده از جمله همین مطلب زبان پارسی که زبان هم جزوی از فرهنگ است.
امید هست فرهنگ ایران رو زنده کنیم. «حسين ويلسون »
5) -زنده باد دلاورمردان پارس به خصوص فرزندان شهر توس زادگاه خدایگان فردوسی زنده کننده فرهنگ پارسی «شنبه 12 تیر ، 13:45 جيمز جانسون »
6)-سرباز عراقی به زن تازی که هم قوم خویش بود نیز رحم نکرد و حاصل تخم حرامی بنام حسن شد.این نشانه بی ذاتی عرب است. یک سرباز تازی به زن تازی تجاوز می کند.حسن مولود تجاوز است.لذا تجاوز به ارزش های والای پارس در خون ناپاک او عجین است. از او انتظاری نمی رود.بحث با او را پایان دهیم. «شنبه 12 تیر ، 13:43 جيمز جانسون »
7)-ویلسون جان، به احتمال زیاد حسن از زاییده ی زنان عربی است که هنگام ورود سربازان عراقی به خوزستان مورد تجاوز قرار گرفتند.او نامشروع است و از پدری عراقی و مادری تازی است.هویت او ناپیدا است و تخمش حرام.لذا از کسی که با تجاوز نطفه او بسته شده انتظاری نمی رود«. شنبه 12 تیر ، 13:40 جيمز جانسون »
8)-شما حقی ندارید بلکه .ما ایرانی ها هستیم که حقمان را از دست داده ایم.در حال حاظر سرزمینی داریم که شما ان را اشغال کرده اید (خوزستان)ولی با کمک پروردگار روزی میرسد که ان سرزمین از وجود نزاد پست پاکسازی میشود.اعراب جاهل لیاقت هیچ چیزی را ندارند.«شنبه 12 تیر ، 09:17 حسين ويلسون »
9)-ایرانی که بعد از 7000 سال پابرجاست هیچگاه از هم نمیپاشد.همانطور که گفتم اعراب باید در بیابان زندگی کنند که گوشت سوسمار بپزند و با شیر شتر تازه نوش جون کنند.شنبه 12 تیر ، 09:06 حسين ويلسون
10)-توف به ذات بی ذاتت عربت حسن شنبه 12 تیر ، 03:06 « حسين ويلسون»
12)-جناب تازی وحشی حسن ابادانی از وازه ای برای ما به نام بی سر و پای اشغالگر استفاده کرد!>؟؟؟؟
اشغالگر:جالب است شما ما را خطاب به اشغالگر صدا میزنی شمایی که در خاک ما نفس میکشی و از امکانات استفاده میکنی .لعنت بر شما که باز هم سخن از تجزیه طلبی میزنی.بی سر وپا:جناب تازی تا حالا دقت کردی برای چه امار جرم و جنایت و دزدی در خوزستان و مناطق عرب نشین زیاد است؟؟؟ جوابت رو خودت میدانی تازی وحشی فقط به خاطر اینکه اعراب در انجا هستند.لجن صفت.تازی بهتر است بحث نکنی همه ی مدارک بر ضد توست .«جمعه 11 تیر ، 20:43 رامين جواهري »
14)- اي حسن ابادانی شاید شما همان کسانی هستید که از عراق به ایران مهاجرت کردند.پس راست هست که امثالی نظیر شما بیماری انفولانزای خوکی را وارد ایران کردند؟؟لعنت برشما کثافت ها.من متاسفم برای مسئولین که میگذارند تازیان عراقی وارد خاک پاک ایران بشوند«.جمعه 11 تیر ، 20:31 رامين جواهري »
14)-هویت ما مشخص است شما هستید که مانند احمق ها خودتان را میان انسان ها گم کردید.معلوم نیست خودتان را متعلق به کدام کشور میدانید؟؟؟بدانید جای شما این جا نیست باید گورتان رو از این خاک مقدس بیرون کنید.اعراب همیشه سخن از تجزیه طلبی میزنند ولی بدانید ذره ای از این خاک جدا نمیشود بلکه شما باید از این خاک پاکسازی بشوید.«جمعه 11 تیر ، 18:08 حسين ويلسون»
15)-ببینید چگونه مادامی که ما با منطق بر تازیان می شوریم آنانبه ما توهین می کنند! تازیان حیواناتی بیش نیستنداین حقیقت مطلب است« جمعه 11 تیر ، 16:53 جيمز جانسون»
16)-حسن ابادان.لطفا فکت رو ببند. البته در اینکه حقیقت تلخ است شکی نیست. تازه من قضاوتی بی طرفانه کردم.فقط این رو میتوانم به زبان بیاورم که امیدوارم خوزستان از وجود تازیانی نظیر تو پاکسازی بشه.اون روز حتما تمام ایران غرق شادی میشه.اون روز خوب میاد« جمعه 11 تیر ، 13:32 حسين ويلسون»
17)-تازیان هیچگاه قدرت تصمیم گیری نداشتند. با یه قسمت حسین جان خیلی حال کردم که گفتی:اگر عرب ستیز نیستید ,لااقل عرب دوست هم نباشید.جمعه 11 تیر ، 11:07 رامين جواهري درود بر تمام تازی ستیزان« جمعه 11 تیر  03:15 جيمز جانسون »
18)-درود حسین جان واقعان درود دو صد بدرود بر تو سخنی زببا بود« جمعه 11 تیر ، 02:42سوشي مصلوب »
mamnon doste khobam-(19 .
montazere matalebe badim piramon aarab bashid
piroz «bashidجمعه 11 تیر ، 00:13 حسين ويلسون »
damet garm matlabet kheili bahal bud-(20« پنجشنبه 10 تیر ، 22:35 رضا نوتوريوس »
21)-درسته دوست عزیز، عرب جماعت آدم نیستند. «شنبه 1 اسفند ، 10:58 علي ص»
23)-عرب ادم نیست این به کنار ...جزو موجودات هم نیست!!!!!«چهارشنبه 5 اسفند ، 11:23 حسين ويلسون»
23)-درود- عجب گفتیزیبایی -کلامت وصف ناشدنیه«دوشنبه 26 بهمن ، 00:22 محسن قمي »
24) -آفرین داداش واقعا همینطوره که میگی این اعراب یه مشت بدبخت بیابان گردند که شکم های نجاست خورده خود را با نجاست پر میکنن اینا فرهنگ مزخرف خودشونو به جای فرهنگ عزیزمون گذاشتن مرگ بر عرب پست کثیف به امید نابودی نژاد پست و متجاوز تازی بازم بنویس شنبه 23 مرداد ، 17:18
25) -از نژادت پیداست که آدم فوق العاده کثیفی هستی شما عرب های کثافت یه مشت سگ کثیفین شما ها که آخر و عاقبت ندارین بد بختا هوی حیوون تو و امثال کثافت تو هستن که به زنان فارس تجاوز میکنن و گرنه شما کی باشین که به شما بدن!!!!برو بمیر سگ کثیف!شماها آدم نیستین سوسمار خورا! راستی تعویض اسم خلیج فارس رو به گور میبری عوضی

2010-08-14

وحشت دولتمردان و روشنفكران مدافع قوميتگرائي فارسي از زبان تركي

بو يازغي ني سايقين يولداشيميز حامد بئي تبريزدن گوندريب

دیروز:
1-بايد افراد خيرانديش ايراني فداكاري نموده و براي از بين بردن زبان تركي و رايج كردن زبان فارسي در آزربايجان بكوشند. مخصوصا وزارت معارف بايد عده زيادي معلم فارسي زبان بدان نواحي فرستاده، كتب و رساله ها و روزنامجات مجاني و ارزان در آنجا انتشار دهد و خود جوانان آزربايجاني بايد جانفشاني كرده، متعهد شوند تـا ميتوانند زبان تركي تكلم نكرده، به وسيله تبليغات عاقبت وخيم آن را در مغز هر ايراني جايگير كنند”(تقی ارانی- مقاله آزربايجان يا يك مساله مماتي و حياتي براي ايران)

2-"این آرزوی ایرانیانست، آرزوی همگی ماست. ما این را به یاری خدا از پیش خواهیم برد و همه زبانها را جز فارسی از میان خواهیم برداشت. من که در اینجا ایستاده ام زبان مادرزادی من ترکی بوده ولی همه می دانند که چه کوشش هایی به کار می برم که آن زبان از ایران برافتد. ترکی برافتد، عربی برافتد، آسوری برافتد، ارمنی برافتد، کردی برافتد. ارمنیان اگر از مایند باید با زبان ما درس خوانند و سخن گویند".(نشریه پرچم سال ١٣٢٢ـ١٣٢١ . تجدید چاپ شده در سال ٢٠٠٤ ـ ١٣٨٣ وسیله انتشارات خاوران -صفحه ٨١):

3-" تنها فايده اي كه براي تدريس زبان تركي در دبستانها و رواج رسمي آن در ادارات ميتوان تصور نمود سهولت براي كودكان و مردم است زبان تركي يكي از عناصر مهم مليت بلكه مهمترين آنهاست اگر مردم آزربايجان توانستند روزنامه هانگارنده با آموختن پنج دقيقه زبان تركي هم در مدرسه يا دانشگاه آزربايجان مخالفم. ميخواهم آموزش فارسي را اجباري و مجاني و عمومي نمايند و وسائل اين كار را فراهم آورنبراي من ترديدي نيست كه بي هيچ زحمت و دردسري براي هيچ كس و مخالفتي از هيچ كجا به مقصود خواهيم رسيد، بي آنكه آزربايجانيها احساس كرده باشند بعد از پنجاه سال به زبان فارسي صحبت خواهند كردبايد حتما اينكار به دست خود آزربايجانيها صورت گيرد مطب از دو حال خارج نيست: يا آزربايجاني ايراني هست، يا نيست. اگر هست ترك نميتواند باشد.آزربايجانيان بايد خودشان پيشقدم شده و زبان ملي خود را رواج دهند تا كم كم تركي كه خارجي است برود."
(دكتر محمود افشار، "يگانگي ايرانيان و زبان فارسي"، مجله آينده، سال ١٣٧٧ ، تهران).

٤-"حاجت به تذكار نيست كه  مجاورت تمام شمال و شمال غربي ما كه بسياري از سكنه اش ترك زبانند با تركيه، قفقاز و  موجب نگراني و بلكه مخاطره است.براي متحدالجنس نمودن ايران، بهترين كارها نشر معارف فارسي و ايران است. اما آنهم نه بطوريكه محسوس شود كه ميخواهند آنها را فارس كنند اقليتهاي ما مايه ادبي و معارفي ندارند(.محمد فروغي يغما، شماره ٧ ،مهرماه ١٣٢٩ )

5-"هر كس تركي حرف مي زند افسار الاغ به سر او بزنيد و او را به آخور ببنديد".
(محسني رئيس فرهنگ استان آزربايجان زمان رضا شاه)

6- اشاعت معارف و زبان پارسي علاوه بر محاسن ديگر در سياست تأثير فوق العاده مهمي دارد. وقت آن رسيده است بوسيله تبديل زبان تركي به پارسي و بسط معارف ديگر مجال ندهيم  روش ديرين را تعقيب نمايند واجب است با بودجه كافي چندين باب مدرسه مجاني تأسيس شود و فعلا پانزده نفر معلم ايران پرست، آشنا به رموز سياست و غير مانوس با زبان تركي از مركز براي مدارس فوق انتخاب شوند. و يكي از موارد مهم پروگرام مدارس اين باشد كه هيچ درسي به زبان تركي تدريس نشود".
(گزارش آموزش و پرورش استرآباد (گرگان) به وزارت داخله در ارديبهشت ١٣٠٥)

7-زبان ترک از برای از قفا کشیدن است-صلاح پای این زبان ز مملکت بریدن است //
بکن تَرک زبان تُرک کز تاريخ خونينش-من از خون لاله گون کوه ارس،دشت مغان دارم//
برغم آنکه با مليت ما دشمن است ای دوست-مکن منعم که از جان دشمنی با اين زبان دارم//
تو بايد عذر اين ناخوانده مهمان را از اين منزل-بخواهی، دزد را من دوست تر زين مهمان دارم//
زبانی کو ندارد جز زيانکاری، ببر او را-برای قطعش از تيغ زبان خوش امتخان دارم//
رها کن يادگار دوره ننگين چنگيزی-برادرکشتگی با دوره چنگيزيان دارم//
تو گر کور و کر و لال و خمش باشی از اين بهتر-که گويی از زبان ترک و تازی اين نشان دارم//
(عارف قزويني)

8-"چند تن گمراه فرصت جو در آذربایجان-می زنند از بهر ترکی سینه در این گیر و دار//
از پی ترویج ترکی خصم جان پارسی-جمله در بیگانه پروردن شده پروردگار//
حیله‌ها ورزند تا ترکی بجای فارسی- پس اسمی شدن رسمی شود در آن دیار//
ناتوان در پارسی از گفتن شعری بلند-از رو به شعر نازل ترکی کنند از اظطرار//
ترکی ار ره کرد در آن، پارسی بومی بود-بومی از بیگانه شومی چرا گردد فگار؟!//
من نگویم باید از آن راند ترکی را بزور-گو یکی خر زهره هم روید میان لاله‌زار//
لیک گویم بر “دری” تفضیل ترکی نارواست-شهد نوشان را نباشد رغبتی بر زهر مار //
(رعدي آذرخشي)

9-"برای فارسی کردن مردم آذربایجان باید کودکان خردسال ترك را از مادر و خانواده شان دور کرد و به خانواده های فارسی در شهرستان های فارسی زبان سپرد، تا بعد از بزرگ شدن به زبان فارسی صحبت کنند.... بايد تمام کارمندان ترک را از استانهاي ترک زبان به مناطق فارس فرستاده و به جايشان کارمندان فارسي زبان را به آزربايجان بياورند".(دكتر جواد شيخ الاسلامی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران)

10-"آموزش رايگان و اجباري فارسي را بر تمام مردم ايران -‌در دل شهرها و در بطن روستاها‌ـ تعميم دهد و از جنجال عوام‌فريبان و يا بيگانه پرستاني كه با تأكيد بر تعليم زبان‌هاي قومي و يا تقويت گويش‌هاي بومي، تيشه بر ريشه‌ي اين زبان مشترك و فرهنگ تمام اقوام ايراني مي‌زنند، نهراسد و بي‌آنكه مانع فراگرفتن آن زبان‌ها و گويش‌ها در محدوده‌ي جغرافيايي متكلمانشان گردد، حتي يك روز هم از كوشيدن در راه رواج و رونق زبان فارسي باز نماند”.(نادر نادرپور، در خطاب به حاكمان ايران)

امروز:

1-"زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است. اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد".(قانون اساسي جمهوري اسلامي اصل ١٥)

2-"زبان و خط فارسي محور اصلي وحدت و همبستگي ملي است و تقويت آنها از مباني اصلي سياست هاي كلي نظام است"(از مصوبه هاي مجمع تشخيص مصلحت نظام به نامهاي "سياستهاي‌ كلي‌ نظام‌ در بخش‌ اقوام‌ و مذاهب" مصوب ٠٢/١١/١٣٧٨ و "
سياست‌هاي كلي نظام در خصوص وحدت و همبستگي ملي" مصوب ١٥/١١/١٣٨٤)

3-"هويت ملي ما به خط و زبان فارسي است... زبان فارسي رمز هويت ملي ماست... در واقع همه چيز ماست... راه دست يافتن به كتب ادبيات و اخلاق علمى منحصرا آموختن زبان فارسى است. زبان فارسي نعمت الهى٬.... زبان انقلاب و دين و اسلام انقلابى و مطلوب و محبوب ملتها است.... پاسدارى از زبان فارسى در ايران و سراسر جهان بايد به عنوان يك وظيفه تلقى گردد ... در هر جاى دنيا كه هستيد بايد نسبت به ترويج زبان فارسى اهتمام كنيد". ‌‌(سيد علي حسيني خامنه اي. در ديدار با روِساي دانشگاهها، مؤسسات آموزش عالي و مراکز تحقيقاتي ۲۳/۵/۱۳۸۵)

4-"بهتر است در ايران زبان آزربايجانيها به عنوان زبان معنوي آنها تلقي گردد نه زبان رسمي و مادري آنها. سوءاستفاده از مساله قوميت ها براي كشور از لحاظ امنيت ملي قابل تحمل نيست و ‌شوراي عالي امنيت ملي اجازه نخواهد داد كه كساني بخواهند با اين مسايل بازي كنند".(شوراي عالي امنيت ملي ايران)

5-"ما بايد خيلي اهميت بدهيم به فارسي. فارسي بسيار زبان نيرومند است. فارسي ريشه دارتر از عربي است. فارسي زبان تمدن دنيا بوده است، فارسي مقدمه زبان عربي است.ما بخصوص الان زبان فارسي بايد برايمان اهميت داشته باشد."(رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام)

-6 تنها شعبه فرهنگستان زبان فارسي به زودي در تبريز مركز آزربايجان گشايش خواهد يافت زبان فارسي مايه‌ وحدت و انسجام و نشانگر هويت ملي ايران است،زبان فارسي آيينه‌ و حامل فرهنگ ماست. اکنون هم اصل ۱۵ اجرا می شود و منظور از آن آموزش به زبان مادری در مدارس نیست، منظور این است که اقوام آزادند در خانه های خود به زبان خودشان حرف بزنند".(حداد عادل)

7-"زبان فارسي مترادف با ايران و فرهنگ ايران، و رمز هويت ملي و همبستگي مردمان ايران است. شما بايد ارتباطتان را با ايران و فرهنگ ايران و زبان فارسي حفظ كنيد... زبان فارسي حامل متعالي‌ترين ادبيات انساني است و بايد تقويت شود. رمز جاودانگي، هويت ملي و همبستگي ما، زبان فارسي است. بايد به نقطه‌اي برسيم كه تعصب فارسي به افتخار عمومي تبديل شود".(احمدي نژاد رئيس جمهور)


8-استفاده از زبانهاي ملل مسلمان غيرفارس ساكن در ايران مانند تركي در نامگذاري اماكن زير ممنوع است: شهرها، شهركها، بندرها، رودها، جزيره ها، بزرگراهها، خيابانها، بازارها، كوچه ها، مدارس، مهد كودكها، موسسات تحقيقاتي، مجامع علمي و فرهنگي، تالار هاي عمومي، بيمارستانها، مراكز بهداشتي و درماني، سينماها، مراكز تفريحي، باغها و بوستانها، ميدان ها و پايانه ها، فرودگاهها، ايستگاههاي راه آهن، پالايشگاهها، كارخانه ها، بانك ها، مراكز ورزشي، باشگاهها، فروشگاهها، شركتها، مراكز كار و پيشه٬ اماكن٬ موسسات عمومي، ...."( آيين نامه شورای عالی انقلاب فرهنگی)

9-"آقای رئیس جمهور، بر اساس این زمینه سازیهاست که سرانجام گروه پان ترکیستها با بی پروایی بخود اجازه می دهند تا نامه ای را با امضای شماری از نمایندگان مجلس و چند فرد شناخته شده فعال پان ترکیست درباره تحصیل و تدریس زبان ترکی در تمامی سطوح از ابتدایی تا عالی ترین سطح دانشگاهی، ایجاد فرهنگستان زبان ترکی، اختصاص یک شبکه مستقل تلویزیونی به زبان ترکی و ... را به حضور جنابعالی بفرستند و بخواهند که به خواسته هایشان پاسخ مثبت داده شود."
(پرويز ورجاوند از رهبران جبهه ي ملي و از بنيانگذاران حزب پان ايرانيست، معاون پهلبد وزير اطلاعات محمدرضا شاه- طي نامه اي خطاب به رئيس جمهور خاتمي)

10-"به دستور مديران دبستان ابتدايی شرف و مدرسه راهنمايی پروين اعتصامی در روستای مينق بخش هريس در غرب تبريز، دانش آموزان اين مدارس به هنگامی که در کلاس، حياط مدرسه و در حضور مسئولان اين مدارس به زبان مادری خود ترکی صحبت مي کنند جريمه مي شوند و موظفند اسکناسهای ۲۰، ۵۰ و ۱۰۰ تومانی را بسته به ميزان جريمه تعيين شده از سوی معلمين، ناظم و يا مدير در صندوق جريمه ها بيفکنند".(منبع: نشريه اؤيره نجي باخيشي-شماره ۴)